تدبیر
این مطلب از سایت http://dostebaad.miyanali.com/34 گرفته شده است.
الخصال أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍعَنِ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص ثَلَاثٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ وَ قَالَ ثَلَاثٌ يَقْبُحُ فِيهِنَّ الصِّدْقُ النَّمِيمَةُ وَ إِخْبَارُكَ الرَّجُلَ عَنْ أَهْلِهِ بِمَا يَكْرَهُهُ وَ تَكْذِيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الْخَبَرِ وَ قَالَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاءِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِبحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد شصت و هشتم، صفحه نهم
پيامبر اكرم فرمود سه مورد است كه دروغ گفتن جائز بلكه خوب است:
1- در صحنه جنگ
2- وعده دادن به همسر
3- براى اصلاح بين مردم
سه مورد است كه راست گفتن قبيح و زشت است
1- سخنچينى
2- نقل عمل ناپسند از خانواده كسى به شوهر و سرپرست آن خانواده
3- و دروغگوئى كسى را به او گفتن و اخبار او را تكذيب كردن و نيز فرمود: سه گروهند كه همنشينى با آنان دل را می ميراند
1- همنشينى با افراد پست و رذل
2- هم صحبت شدن با زنها
3- همنشينى با ثروتمندان
منبع :
1-بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد شصت و هشتم، صفحه نهم
2-بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد هفتاد و چهار، صفحه پنجاه و دو
=============================================
داریوش هخامنشی: اهورامزدا
دروغ را از سرزمین و مردم من بدور نگه دارد
کوروش کبیر : مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ
به ادامه مطلب نیز توجه کنید...
مطلب قبلی را حتما خوندید... به عنوان یک مدیر به نظرتون علت رواج دروغ در جامعه و یا یک سازمان چیه؟
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ
ما در این وبلاگ مطالب علمی متعددی نگاشته ایم اما چیزی که تاکنون از آن غافل مانده ایم مبحث «اخلاق مدیریت» است. بحثی که شاید زیربنای علم مدیریت باشد. در واقع در هر علمی مبحث اخلاق جایگاه ویژه دارد اما در علم مدیریت این جایگاه پررنگ تر می شود. چرا که علم مدیریت با سازمان متشکل از انسان ها سر و کار دارد و طبعا توجه و رعایت آن از ملزومات کار مدیران است. چون مدیر سازمان ، الگوی کارکنان آن سازمان است.
پرداختن به این بحث بویژه در شرایط فعلی جامعه از ضروریات است. بنده معلم اخلاق نیستم اما آنچه که تاکنون از علم و تجربه و مطالعه درک کرده ام لازم می دانم بیان نمایم. و از خداوند متعال خواستار آنم که در مرتبه اول خودم را هدایت کند و بتوانم به زیور اخلاق شایسته آراسته باشم. حاضرم در زندگیم ، یک معلم اخلاق باشم تا معلم مدیریت. چون تا اولی نباشد دومی هر چه که داشته باشی مثمر ثمر نمی باشد. در علم مدیریت بویژه در مبحث رفتار سازمانی اخلاق جایگاه ویژه ای دارد. یکی از بحثهای مهم اخلاقی که باب آن را امروز باز می کنم «صداقت» است.
به نظر شما صداقت داشتن در سازمان خوب یا بد است؟
آیا می توان همه چیز را صادقانه به دیگران گفت؟
آیا آنچه در درون ما می گذرد در ظاهر ما و آنچه که آن را بروز می دهیم نیز همین است؟
آیا سلام و احوالپرسی های ما از ته دل است؟ عبارات (چاکرم ،خیلی مخلصم، قربان شما،فداتون شم و...)چند درصد واقعیت دارد؟
آیا آنچه می گوئید ، آنچه می پوشید و... خواست واقعی شماست؟
تابحال سعی کرده اید خود را فراتر از آنچه هستید نشان دهید؟
تابحال آمار عملکردتان را فراتر از عملکردتان نشان داده اید؟
آیا تابحال سخنرانی کرده اید که مطلبی را توصیه کنید که خودتان آن را عمل نکرده باشید و یا به آن اعتقادی نداشته و اصلا قبول نداشته باشید؟
سعی کرده اید خود را در برابر مافوق و یا زیردستان موجه جلوه دهید؟
سعی کرده اید کاری را که به شما محول شده را سر هم بندی شده و ناقص و با ظاهر خوب به مافوق تحویل دهید و بگوئید حالا کی نگاه به این می کنه؟
سعی کرده اید برای گرفتن گروه و امتیاز و ... از اینور و اونور گواهی تشویق و کلاس و غیره جور کنید تا یک گروه شما را ارتقا دهند؟
آیا ساعت اضافه کاری که برای شما رد کرده اند ساعت واقعی کارکرد شما بوده است؟ اگر نبوده آیا مطرح کرده اید؟
آیا برای جبران حقوق خود سعی کرده اید از امتیاز دیگری که حق شما نبوده است استفاده کنید؟
آیا از کارت و دفترچه دیگران برای خودتان استفاده کرده اید؟
آیا پیش اومده به عنوان مدیر کاری را خلاف مقررات سازمان انجام بدیم و بگیم حالا کی می فهمه؟
آیا سعی کرده اید برای انجام شدن کارتان ، شخصی را واسطه کنید که برایتان سفارش کند در حالیکه می دانید افراد دیگر چنین شخصی ندارند و فردی سفارش آنها را نمی کند؟
آیا برای موجه جلوه دادن خودتان سعی کرده اید به دروغ متوسل شوید؟
آیا کارت ورود و خروج و ساعات آن واقعی است؟
آیا به عنوان مدیر به خود اجازه داده اید که چون مدیرید نیاز به کارت ورود و خروج ندارید؟
آیا شده برای پوشاندن اشتباه خود سندی را مخدوش یا از بین ببرید؟
آیا شده در ساعات کاری سازمان به امور غیر سازمانی بپردازید؟
و.....
این ها همه از مصادیق عدم صداقت در کارهاست و البته خوانندگان عزیز همه این موارد را به دور از واقعیت موجود می بینند. نداشتن صداقت و انتشار دروغ در سازمان آسیب های بزرگتری به سازمان وارد می آورد و به موارد شدیدتری منجر می شود. فردی که از انتشار دروغ جلوگیری می کند شخص اول سازمان است. مدیر نقش الگو برای سایر کارکنان را دارد لذا به مصداق خفته خفته را کی کند بیدار زمانی که مدیر خودش الگوی خوبی نباشد نتیجه آن انتشار بدیها در سازمان است. پس ما باید از خودمان شروع کنیم. همین امروز... شاید فردا دیر باشد.
